defining vocabulary یا کلمات معرف

یکی از تصورات رایج اما اشتباه این است که برای تسلط بر یک زبان باید تقریباً تمام کلمات آن زبان یا حداقل تعداد زیادی کلمه را بلد باشیم.

اما کافیست بتوانیم با تعداد معدودی کلمه پایه، چیزی را که در ذهن داریم بیان کنیم؛ یعنی حتی اگر کلمه معادل آن منظور و مفهوم را بلد نباشیم، بتوانیم آن را توصیف کنیم و توضیح دهیم تا آن مفهوم مدنظر ما انتقال داده شود.

برای مثال اگر معادل کلمه هنداونه (watermelon) را بلد نیستیم اما می‌خواهیم به آن اشاره کنیم، باید بتوانیم با جملات ساده‌ای توضیح دهیم که منظورمان میوه بزرگ سبزرنگ شیرینی است که داخل آن قرمز است و دانه‌های سیاه دارد.

پس هدف اولیه ما باید این باشد که تعدادی کلمه پایه‌ای و مهم بلد باشیم و به کمک اینها بتوانیم مفاهیم مشکل‌تر را توصیف کنیم و منظور خود را انتقال دهیم. یکی از تعریف‌های پذیرفته شده تسلط هم داشتن همین توانایی است.

 

تعریف کلمات در دیکشنری انگلیسی به انگلیسی

از طرفی، یک نکته جالب در مورد دیکشنری‌های انگلیسی به انگلیسی مانند لانگمن این است که اگر مثلاً همین کلمه watermelon را در آن جستجو کنیم، می‌بینیم که چنین توضیحی را برای آن نوشته است:

a large round fruit with hard green skin, red flesh, and black seeds

بنابراین لازم نیست حتماً watermelon را بلد باشیم اما لازم است بتوانیم با توضیحی مانند توضیح بالا یا حتی بخشی از آن منظور خود را به طرف مقابل بفهمانیم.

از طرفی قبلاً بارها گفته‌ایم که چرا کلمات انگلیسی را نباید به وسیله ترجمه فارسی آنها یاد بگیریم. پس بهتر است از دیکشنری انگلیسی به فارسی استفاده نکنیم.

به جای آن، از دیکشنری انگلیسی به انگلیسی استفاده می‌کنیم. در آنجا، هم دسترسی داریم به تعریف انگلیسی کلمات، هم می‌توانیم چند نمونه جمله برای آن پیدا کنیم، هم تلفظ و فونتیک آن را ببینیم، هم ترکیبات رایج آن کلمه را ببینیم و بسیاری اطلاعات ارزشمند دیگر.

بنابراین استفاده از تعریف‌های دیکشنری برای یادگیری کلمات حداقل سه مزیت زیر دارد:

۱) کلمات استفاده شده در تعریف کلمات را که کلماتی پرتکرار، مهم و پایه‌ای هستند یاد خواهیم گرفت.

۲) مهارت و توانایی خواندن تعاریف کلمات را پیدا کنیم و به این کار عادت کنیم (و این ما را به تسلط بر انگلیسی بیشتر نزدیک می‌کند و تسلط کلامی ما را هم افزایش می‌دهد).

۳) نیازی به حفظ کردن ترجمه فارسی کلمات نخواهیم داشت.

در این درس، زوایای مختلف مرتبط این موضوع را بررسی می‌کنیم. اما اجازه بدهید اول یک اصطلاح بسیار مفید این حوزه را تعریف کنیم:

تعریف defining vocabulary یا کلمات معرف

به مجموعه کلماتی که از آنها برای تعریف تمام کلمات یک زبان استفاده می‌کنیم، کلمات معرف می‌گوییم.

در ابتدای این درس تعریف کلمه watermelon را در دیکشنری لانگمن دیدیم. در تصویر بالا هم تعریف کلمه eat را به همراه اطلاعات متعدد دیگر ( که فعلا موضوع صحبت ما نیستند) در دیکشنری لانگمن می‌بینیم.

بنابراین تمام این کلمات و تمام کلماتی که در تعریف کلمات این دیکشنری آماده‌اند، جز کلمات تعریف یا Defining vocabulary دیکشنری لانگمن هستند.

مهمترین و جالبترین نکته در اینجا این است که تعداد این کلمات، محدود است و به سرعت می‌توان تمام آنها را یادگرفت تا بتوانیم تمام تعاریف دیکشنری مربوط به ده‌ها هزار کلمه را با بلد بودن آن کلمات بخوانیم.

اجازه بدهید به طور مختصر توضیحی درباره تاریخچه این موضوع را با هم بخوانیم:

اولین بار در سال ۱۹۳۵ یک پژوهشگر و معلم زبان به نام مایکل وست، اقدام به تهیه یک دیکشنری کوچک به نام New Method English Dictionary کرد که تمام تعاریف آن با ۱۴۹۰ کلمه نوشته شده بود. ناشر این کتاب، Longman نام داشت.

حدوداً چهار دهه بعد، دیکشنری لانگمن بر پایه همین دیکشنری منتشر شد و در آن از دو هزار کلمه برای تعریف کلمات استفاده شده بود.

پس از آن، تعریف یک تعداد کلمه مشخص و محدود برای نوشتن تعریف کلمات به یک استاندارد برای تمام دیکشنری‌های تک زبانه یا monolingual learner’s dictionaries تبدیل شد.

با اینکه دیکشنری‌های مختلف، مجموعه کلمات خودشان را دارند، اما شباهت و همپوشانی آنها بسیار زیاد است.

مهترین نکته‌ای که در این درس مدنظر ماست این است که تعداد این کلمات چند کلمه است و این کلمات چه کلماتی هستند.

 

تعداد defining vocabulary یا کلمات معرف

از نظر منطقی وقتی می‌خواهیم تعریف کلمه watermelon را در دیکشنری بخوانیم، باید با کلمات نسبتاً ساده و رایجی مواجه شویم. بهترین ویژگی این کلمات معرف هم همین است: این تعاریف به وسیله تعداد مشخصی (غالباً بین ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ کلمه) از کلمات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی نوشته شده‌اند.

مقدار تقریبی این عدد برای دیکشنری لانگمن، ۲۰۰۰ کلمه، برای دیکشنری مک‌میلان، ۲۵۰۰ و برای آکسفورد ۳۰۰۰ کلمه است. البته لازم است تاکید کنیم که این اعداد مربوط به دیکشنری‌های ویژه یادگیری یا  learner’s dictionaries هستند.

دیکشنری مورد علاقه ما، مخصوصاً برای سطح مبتدی و متوسط، دیکشنری لانگمن است. به همین دلیل، در ادامه درس درباره این دیکشنری مفید بیشتر صحبت می‌کنیم.

 

defining vocabulary یا کلمات معرف لانگمن

در صفحه معرفی دیکشنری لانگمن قید شده که لانگمن در تعاریف خود از دو هزار کلمه رایج استفاده می‌کند:

اگر مایل هستید لیست کامل این کلمات را داشته باشید می‌توانید آنها را از طریق لینک زیر به صورت PDF دانلود کنید:

دانلود فایل pdf حاوی کلمات معرف دیکشنری لانگمن

‌اگر هم می‌خواهید اطلاعات بیشتری درباره این لیست داشته باشید، به صفحه مربوط به کلمات معرف سایت لانگمن مراجعه کنید.

یادآور می‌شویم که دیکشنری مورد استفاده ما، به ویژه برای سطح مبتدی و زیر متوسط، دیکشنری آنلاین لانگمن است:

[درس مرتبط: دیکشنری آنلاین لانگمن]

4 دیدگاه دربارهٔ «defining vocabulary یا کلمات معرف»

  1. این مطلب عالی بود هیوا جان واقعا من خودم به شخصه همیشه با دیکشنری تک زبانه مشکل داشتم و واقعا تو هیچ سایتی من این اموزش رو ندیدم که دیکشنری رو بشکافه و توضیحات کامل بده ” دستت درد نکنه ” خدا قوت

  2. سلام
    مثل همیشه آموزش را از ریشه و پایه توضیح دادی، احسنت بهت هیوا جان با این روش اشراف بهتری بر مسایل و به طبع اعتماد بنفس بیشتری در مسیر آموزش زبان انگلیسی پیدا میکنم ( :

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *