چرا باید روی شنیدن صداهای زبان انگلیسی کار کنیم

در این نوشته، برای اینکه متوجه شویم که چقدر شنیدن صداهای زبان انگلیسی برای ما مشکلساز است، یک تمرین ساده و کوتاه انجام می دهیم: تمرین برای آزمودن گوش و شنوایی‌مان.

تمرین گوش کردن (مشکل ما با شنیدن)

به چند صدای زیر گوش کنید و بگویید چه کلماتی را شنیدید:


چه کلماتی را شنیدید؟ لطفاً اول جواب خود را بنویسید بعد ادامه این نوشته را بخوانید.
این کلمات، به ترتیب، تلفظ این کلمات بودند :

sit

dug

her

author

seat

آیا توانستید این کلمات را به درستی تشخیص دهید؟

شاید کلمه اول را set شنیده باشید یا کلمه دوم را به اشتباه dog به معنی سگ برداشت کرده باشید یا کلمه ساده her را تشخیص نداده باشید. یا ممکن است تردید داشته باشید در مورد اینکه her را شنیدید یا hair را.

ریشه مشکل ما با شنیدن صداهای زبان انگلیسی

گوش ما در کودکی توانایی شنیدن و تفکیک حدود ۶۰۰ صدا (یعنی صامت و مصوت) را دارد اما در حدود یک سالگی، توانایی شنیدن برخی از این صداها را کم کم از دست میدهد.

این صداها، صداهایی هستند که در زبان مادری ما وجود ندارند و آنها را از کسی نمی شنویم، توانایی شنیدن آن را از دست می دهیم. در نتیجه بعد از مدتی دیگر نمیتوانیم آن صداها را از صداهای شبیه به آن تشخیص و تمییز دهیم.

به همین دلیل است که کودک ژاپنی صدای /ل/ و /ر/ را یکسان میشنود. در نتیجه نمیتواند دو کلمه lock و rock را از هم تفکیک کند؛ همانطور که گوش ما ایرانیها، انواع صدای “س” عربی (س، ص، ث) را نمیتواند به خوبی از هم تفکیک کند.

سالها بعد زمانیکه میخواهیم زبان جدیدی مانند انگلیسی را یاد بگیریم، به علت اینکه برخی صداهای زبان انگلیسی برای گوش ما ایرانیها نا آشناست، در شنیدن و تلفظ این صداها به مشکل بر میخوریم. مثلاً ممکن hair تلفظ شود اما ما فکر کنیم her شنیدیم.

مثال برای شنیدن صداها: thing

برای مثال سه صدای موجود در کلمه ساده thing به معنی شی یا چیز را بررسی می کنیم.

صدای آخر کلمه thing یعنی صدای ng را ما به صورت “نگ” تلفظ می کنیم. اما این دو حرف، به صورت یک صدای جدید (که در الفبای فونتیک با ŋ نمایش داده می شود) به این صورت تلفظ می شود:

این صدای جدید، برای گوش ما نا آشناست.

صدای اول این کلمه یعنی th اول به این صورت تلفظ می شود:

مصوت وسط کلمه thing هم به این صورت تلفظ می شود:

که با /ای کشیده/ (مثلاً در کلمه جیپ یا jeep) متفاوت است و به کسره نزدیکتر است.

پس مشکل اصلی این است که این صداها در زبان مادری ما وجود ندارند در نتیجه گوش ما توانایی شنیدن دقیق و واضح آنها را ندارد.

شنیدن صداهای زبان انگلیسی را بررسی کردیم. در ادامه، تلفظ صداها را بررسی می کنیم.

با این وضعیت فرض کنید در حین دیدن یک فیلم یا نگاه کردن به یک دوره ویدئویی آموزشی، کلماتی مانند thing را بشنویم. طبیعیست که معنای کلی جمله ها را متوجه نشویم.

در نتیجه با آنکه احساس میکنیم که بسیاری از کلمات آن را بلد هستیم اما معنای کلی آن مفهوم را نمیشویم.

در واقع مشکل ما بلد نبودن یک کلمه نیست بلکه مشکل این است که ما در شنیدن و تلفظ صداها مشکل داریم و ما حتی نسبت به این مسئله آگاهی نداریم.

یکی از دلایل اصلی اینکه ظاهراً در کلاس و مدرسه به اندازه کافی کلمه و قواعد زبان یاد گرفته ایم اما از فهمیدن تلویزیون و فیلمها عاجز هستیم، همین مسئله است.
البته اگر تعداد این موارد مشکلساز کم باشد، میتوان آنها را نادیده گرفت اما نکته مهم این است که تعداد این صداها و کلمات حاوی آنها بسیار زیاد است.
در واقع هزاران کلمه وجود دارد که تنها با اینکار (تبدیل صداهای جدید و ناآشنای زبان انگلیسی به صداهای آشنا اما مشابه در زبان مادری خودمان) ، معنای آن به کلی عوض میشود.

بخش مهمی از داشتن لهجه هم به همین موضوع برمیگردد.

مینیمال پیرها

lr

اگر دو کلمه lock و rock را برای یک ژاپنی تلفظ کنید، او فکر می‌کند که دوبار یک کلمه را تکرار کرده‌اید. در واقع گوش یک ژاپنی بالغ نمی‌تواند دو حرف “ر” و “ل” را از هم تفکیک کند(+).

شاید فکر کنید که ما ایرانی‌ها در این زمینه مشکلی نداریم. اما ما هم بین “ص” و “ث” عربی نمی‌توانیم تفاوتی احساس کنیم. همینطور بین تلفظ دو کلمه انگلیسی bus و boss.

البته میزان این ناآشنا بودن صداها برای گوش ما شدت و ضعف دارد. در بعضی موارد اگر با دقت گوش کنیم، می توانیم تفاوت محسوسی را احساس کنیم اما در مواردی دیگر در تمییز دادن دو صدای مشابه کاملاً ناتوان هستیم.

طبق تعریف ارائه شده در ویکی پدیا، به جفت کلماتی که از نظر صداشناسی (فونولوژی) فقط در یک صدا (صامت یا مصوت) با هم اختلاف داشته باشند، مینیمال پیر(minimal pair) یا “جفت کلمات مشابه” می‌گوییم.
کلمات مِهر و مُهر در فارسی، ship و sheep در انگلیسی و dà casa و da casa در ایتالیایی مثال‌هایی برای مینیمال پیر هستند.

تعداد این کلمات در زبان انگلیسی، برای ما ایرانی‌ها نسبتاً زیاد است و حتی کسانی که آشنایی خوبی با زبان دارند،  هنگام مکالمه، خواندن کتاب، دیدن فیلم و تلویزیون و مکالمه به تعداد زیادی از این کلمات برمی‌خورند. به همین دلیل بارها دچار اشتباه در شنیدن، تلفظ کردن و به یاد آوردن کلمات می‌شوند.

لیست چند صد کلمه از مینیمال پیرهای زبان انگلیسی

راه حل چیست؟

اگر مشکلی با این تمرین نداشتید که به شما تبریک می‌گوییم. احتمالاً نیازی ندارید ادامه موضوع را پیگیری کنید.

اما اگر مثل اکثر کسانی که قصد یادگیری انگلیسی را دارند، شما هم در این زمینه مشکل جدی داشته باشید، قبل از یادگیری کلمات و گرامر باید برای این مشکل چاره‌ای بیندیشید.

حالا که می‌دانیم مشکل چیست، راه حل هم مشخص می‌شود: باید صداهای جدید انگلیسی را بتوانیم به خوبی بشنویم.

۱) بعضی از این صداها مثل b و t برای ما آشنا هستند؛ ۲) برخی از آنها مانند r و l با کمی تفاوت تلفظ می‌شوند و ۳) اما تعدادی از آنها مثل ng و th کاملاً جدید هستند. همانطور که حروف غ و ق برای یک انگلیسی زبان غریب و ناآشنا هستند.

باید گوش خود را پرورش دهیم تا صداهای دسته دوم و به ویژه دسته سوم را به خوبی بشنود. اما چگونه؟

تا چند سال پیش، حتی نظر متخصصین این حوزه این بود که مشکل شنیدن، راه حل خاصی ندارد. یعنی نمی‌توان گوش یک ژاپنی را پرورش داد تا /ر/ یا /ر/ را بشنود یا ما ایرانی ها نمی توانیم به راحتی صدای ŋ را بشنویم.

تا اینکه محققین دانشگاه استنفورد به طور مفصل روی این موضوع کار کردند و یک راهکار موثر ارائه دادند.

در نوشته بعدی، به این راه حل می پردازیم.

14 دیدگاه دربارهٔ «چرا باید روی شنیدن صداهای زبان انگلیسی کار کنیم»

    1. ممنونم هانی عزیز، به کمک ۵۰۰ فلش کارت اصلی و حدود هزار فلش کارت اختیاری که آماده وجود داره، در طول دوره جامع یادگیری زبان روی این بخش کار میکنیم. به همراه درسها و آموزش های تکمیلی لازم

  1. خیلی خوشحال شدم 🙂 پنج کلمه اول رو درست تشخیص دادم فکر کنم قبل از شروع این دوره هیچکدوم رو تشخیص نمیدادم، فقط کمی در بیان “استرس ” کلمات اشکال داشتم

    1. خیلی خوبه لیلای عزیز، البته این ایمیل اشتباهی برای شما ارسال شده که اینجا اومدین. در اصل قرار بوده فقط برای دوستانی ارسال بشه که توی دوره شرکت نکردن هنوز.
      به هرحال ولی خوب شد که ارسال شد چون این بار تونستین درست تشخیص بدین.

    1. درسته فاطمه عزیز، تقریباً همه مون این مشکل رو داریم. با ابزارها و دانشی هم که الان داریم به راحتی میشه در چند هفته این مشکل رو تا حد قابل قبولی حل کرد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *