از ترجمه فارسی تا معنای واقعی کلمات زبان انگلیسی

در ظاهر، کلمه، مفهوم ساده‌ای دارد. چیزی را می‌بینیم، روی آن اسم می‌گذاریم: سگ، روستا، موبایل و اینگونه کلمه‌ای متولد می‌شود. اما این همه داستان نیست. به قول مولانا:

تو مبین ز افسون عیسى، حرف و صوت
آن ببین کز وى گریزان گشت موت

در این درس، می‌خواهیم به لایه زیرین کلمات برویم: می‌خواهیم بدانیم وقتی یک آمریکایی می‌گوید عیسی یا fall، دقیقاً چه در ذهن دارد.

هدف اصلی و نهایی ما در مورد کلمات این است که بدون فکر کردن به ترجمه کلمات، تصویر و مفهومی که در ذهن داریم را در قالب کلمه مناسب، بر زبان بیاوریم یا هنگام خواندن و شنیدن یک کلمه، معنای واقعی آن را بلافاصله درک کنیم.

در درس دیگری به زبانی ساده و علمی، از نگاه عصب‌شناسی به موضوع نحوه ذخیره شدن کلمات در حافظه و توانایی مغز برای یادگیری مفاهیم جدید پرداختیم.

نحوه ذخیره شدن یک کلمه در مغز

در این درس، از زاویه‌ای دیگر در مورد ظاهر و باطن کلمات و مفاهیم صحبت می‌کنیم و به موضوع وابستگی کلمه به محیط و فرهنگ و همچنین تفاوت کلمات در زبان‌ها و فرهنگ‌های مختلف می‌پردازیم.

نان انگلیسی، سگ روسی

ما به زبان مادری خود به صورت روان صحبت می‌کنیم: می‌توانیم به صورت خودکار و بدون تلاش آگاهانه، کلمات مناسب را کنار هم بچینیم و آنچه در ذهن داریم را در ظرف کلمات بریزیم و جمله بسازیم.

وقتی به کلمه سگ فکر می‌کنیم و می‌خواهیم در مورد آن صحبت کنیم، دسترسی داریم به ده‌ها کلمه دیگر که می‌توانیم برای گفتن چیزی که قرار است بگوییم، از آنها استفاده کنیم:

سگی که پارس می‌کند، سگی که در فلان روستا دیدیم، سگی که هار شده بود، سگی که به آن غذا دادیم، سگی که علی را گاز گرفت و موارد بسیار دیگر.

اما وقتی کلمه سگ را به انگلیسی (dog ) یا روسی (sobakas ) ترجمه می‌‎کنیم، تمام این داستان‌ها و دانسته‌های مرتبط به آن، پشت سر کلمه ترجمه شده جا می‌ماند.

از طرفی دیگر، در آن زبان و فرهنگ هم این کلمات مرتبط هستند به داستان‌هایی که احتمالاً کمی با داستان‌های زبان مادری ما متفاوت هستند:

  • اگر سگ را به انگلیسی ترجمه کنیم، به dog می‌رسیم که بهترین دوست انسان و یک حیوان خانگی است. با صدها داستان متفاوت.
  • اگر سگ را به روسی ترجمه کنیم، به sobakas می‌رسیم که (از نظر روسی‌ها) حیوانی ترسناک است.

اگر عبارات زیر را در گوگل مربوط به کشورهای مختلف سرچ کنیم، عکسهایی مشابه عکسهای زیر خواهیم دید:

dog – سگ آمریکایی

Собака – سگ روسی

 سگ ایرانی

در مورد نان هم همینطور است. اگر کلمه نان و bread ( معادل انگلیسی نان) در سرویس جستجوی عکس گوگل وارد کنیم، به عکسهای متفاوتی می‌رسیم:

نتایج جستجوی نان در گوگل


نتایج جستجوی bread در گوگل

حفظ کردن ترجمه کلمات انگلیسی

بنابراین وقتی یک کلمه انگلیسی را فقط با ترجمه آن حفظ می‌کنیم، نمی‌توانیم بگوییم آن کلمه را بلد هستیم. چون نمی‌دانیم آن کلمه برای یک فرد انگلیسی چه بار معنایی دارد و چه تجربه و داستانهایی را تداعی می‌کند.

اما اگر هنگام یادگیری یک کلمه جدید از یک زبان جدید، آن را با ترجمه کردن، از تمام داستان‌های مرتبط با آن جدا نکنیم؛ بلکه آن را به روشی یاد بگیریم که معنای واقعی آن را در آن زبان متوجه شویم، تلفظ درست آن را بشنویم، یاد بگیریم که آن را به درستی تلفظ کنیم، عکس‌های مرتبط به آن را ببینیم و … در این صورت می‌توانیم ادعا کنیم که آن کلمه را فهمیده‌ایم.

یک زبان جدید قرار است تا حدی توسعه فهم ما و ادامه یادگیری مفاهیم و معانی جدید (در قالب کلمات جدید) باشد، نه صرفاً ترجمه همان مفاهیم و معانی آشنای زبان مادری.

اگر ذهن خود را انباشته کنیم از کلمات ترجمه شده و آنها را به عین معانی و داستا‌ن‌های مربوط به زبان مادری خود بیامیزیم، نمی‌توانیم با آدمهای بومی آن زبان، با کتاب‌ها و فیلم‌ها و فرهنگ آنها ارتباطی عمیق برقرار کنیم و آنها را به خوبی بفهمیم.

15 دیدگاه دربارهٔ «از ترجمه فارسی تا معنای واقعی کلمات زبان انگلیسی»

  1. معنای واقعی کلمات واقعا جالبه؛ واقعیت هم همینه با ترجمه کردن نمی تونیم به معنای واقعی با انسانی دیگر از کره زمین ارتباط برقرار کنیم. چقد خوبه ما که این مطالب رو مطالعه می کنیم بتونیم به بقیه هم انتقال بدیم تا روش های صحیح فراگیر بشه.

    ممنوون آقای هیوا

    1. ممنونم مریم عزیز. با صحبتی هم که گفتی کاملا موافقم. این محدودیتی که گفتی اساساً بین انسانها هم وجود دارد که مسئله عمیق و جدی هست. یعنی ممکن است طعم تلخی که من بعد از خوردن چایی پررنگ تجربه میکنم، با طعم تلخی که برادرم تجربه می کند متفاوت باشد اما ما راهی برای درک تجربه ذهنی هم نداریم. اما چون کلمات اشتباه داریم استفاده می کنیم فرض میکنیم که این تلخ من همان تلخ او است.
      بین فرهنگها و ملتهای مختلف هم همین رو داریم اما جدی تر و عمیقتر.

  2. سلام هیوا جان
    اول باید بگم واقعن از مطالعه مطالبت لذت میبرم و خوشحالم از آشناییت.
    دوم اینکه مطالعه و تحقیقات عمیقت و مطالب سنجیده ات واقعن راهگشای نگرش نویی در یادگیری است.

  3. مطالب را خوندم ، چقدر دقیق بیان شده بود مخصوصن بخشی که در مورد کلمه Dog بیان کرده بودین
    این نشون میده که هر کلمه یک تصویری در ذهنمون داره و دلیل به خاطر نیاوردن معنی برخی کلمات انگلیسی ،‌عدم وجود تصاویر مربوطه درذهن ماست.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *