ساده کردن گرامر

وقتی با دقت به گرامر و کارکرد آن نگاه می‌کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که گرامر بسیار پیچیده است: هر کسی می‌تواند با کنار هم گذاشتن تعدادی کلمه، جمله‌ معنی‌داری بسازد که در طول عمر خود آن‌ را نشنیده است.
از نظر ریاضی هم، سیستم گرامر یک زبان می‌تواند با استفاده از تعداد محدودی کلمه و قاعده گرامر، بی‌نهایت جمله تولید کند.
اما جالب این است که ما هر لحظه، بدون فکر و تلاش در حال انجام اینکار هستیم تا آنچه در ذهن داریم را در قالب جملات بریزیم: کی دارد چکار می‌کند، چگونه و کِی اینکار را می‌کند و …

در واقع آنچه در ذهن داریم، در قالب کلمات مناسبی که توسط قواعد گرامر به درستی در کنار هم چیده می‌شوند، از دهان ما خارج و وارد ذهن مخاطب ما می‌شوند و معنا و مفهومی را به ذهن او متبادر می‌کنند.
اما حتی با وجود این پیچیدگی، در هر کتاب گرامری می‌توانیم تقریباً تمام اصول و قواعد گرامر را پیدا کنیم که به زبانی ساده توضیح داده شده است.

اما آیا نمی‌توان این گرامر پیچیده را ساده‌تر کرد؟ چگونه می‌توان گرامر را ساده‌تر از روش متعارف و سنتی آموخت؟

ساده‌سازی گرامر: تبدیل یک گاو به چند گوساله

اگر بخواهیم گرامر را به ساده ترین شکل ممکن توضیح بدهیم، می‌توانیم بگوییم گرامر در اصل عبارت است از سه عمل پایه زیر:

افزودن کلمه جدید

You like it —> Do you like it?

تو آن را دوست داری —> آیا تو آن را دوست داری؟

تغییر شکل کلمات آشنا

I eat —>I ate

من می‌خورم —> من خوردم

تغییر ترتیب کلمات یک جمله

Ali brought dog—>dog brought Ali?

علی، سگ را آورد —> سگ، علی را آورد؟

گرامر تمام زبان‌های دنیا، را می‌توان به همین سه عمل تقسیم کرد: کلمه جدید، شکل جدید و ترتیب جدید.

به عبارتی دیگر، اگر جمله‌ای را نمی‌فهمیم یا اگر جمله ای را بلد نبودیم، با یک یا چند تا از این سه حالت روبرو هستیم:

۱) کلمه‌ای جدید در آن وجود دارد که بلد نیستیم، یا

۲) شکل جدیدی از یک کلمه آشنا در آن وجود دارد

۳) ترتیب کلمات جمله، تغییر کرده است.

در این ساده‌سازی، کلمات جدید را هم بخشی از گرامر می‌دانیم. بنابراین هر وقت کلمه جدیدی دیدیم، آن را مصداقی برای حالت اول در نظر می‌گیریم.

فعل‌های گذشته (ate)، آینده (will eat)، استمراری (is eating) و سایر صیغه‌های یک مصدر (مثلاً برای فعل خوردن در فارسی و  eat در انگلیسی) شکل جدید یک کلمه آشنا (یعنی  eat ) محسوب می‌شوند؛ البته به شرط آنکه قبلاً شکل ساده آن یعنی Eat را یاد گرفته باشیم.

ضمایری مانند my، me، mine و غیره هم شکل جدید I محسوب می‌شوند.

البته اگر ندانیم که مثلاً mine شکل جدیدی از I هست، مشکلی پیش نمی‌آید. در این صورت با mine، مانند یک کلمه جدید (یعنی حالت اول) برخورد می‌کنیم.

برای یافتن مثال برای حالت سوم یعنی ترتیب جدید باید دنبال جملات سوالی (که معمولاً محل فعل و فعل کمکی جابجا می‌شود) یا جملاتی که قید دارند و مواردی از این قبیل بگردیم.

مثلاً فرض کنید جمله I am student را بلد هستیم و الان رسیده‌ایم به جمله am I student که برای ما جدید است چون جای am و I جابجا شده است.

به صورت کلی، در حین خواندن کتاب گرامر تعداد مواردی که از حالت اول و دوم می‌بینیم بسیار بیشتر از حالت سوم است.
این ساده‌سازی گرامر، حتی یادگیری پیچیده‌ترین قواعد گرامری را با شکستن آن به همین سه بخش ساده، بسیار راحت می‌کند.

برای فهم بهتر این ساده‌سازی گرامر، در ادامه، مثالی را با هم بررسی می‌کنیم.

مثال: سگ شیطون

فرض کنید داریم قاعده گرامری مربوط به جمله مجهول را  می‌خوانیم و شکل معلوم آن را هم قبلاً یاد گرفته‌ایم. در هر کتاب گرامری، پس از دادن توضحیات کافی درباره آن، تعدادی مثال و تمرین هم آورده می‌شود. ما یک یا دو مثال را برای این قاعده گرامری انتخاب می‌کنیم و آن را به روشی که گفتیم بررسی می‌کنیم.

شکل  معلوم و مجهول این جمله انگلیسی را در نظر بگیرید:

مجهول (یا منفعل):

My homework was eaten by my dog

معنی: مشق من توسط سگم خورده شد

معلوم (یا فعال): 

My dog ate my homework

معنی: سگ من، مشقم را خورد

dog-eat-paper_931718e438431c1e

از نظرگرامر زبان، تفاوت زیادی بین این دو جمله وجود دارد اما هر دو جمله، معنای یکسانی دارند و یک داستان را روایت می‌کنند: داستان سگ شیطونی که دفتر مشق من را خورده است!

این قاعده  گرامری که یک داستان را از شکل معلوم به شکل مجهول تبدیل می‎کند نتیجه‌ی چند عمل ساده ست:
۱-    دو کلمه جدید اضافه شده است : was و by (یا “توسط” در جمله فارسی)
۲-    شکل یک کلمه آشنا، تغییر یافته است : ate –به معنی خورد-، تبدیل شده به eaten –که شکل کامل این فعل است– (یا تغییر شکل “خورد” به “خورده شد”).
۳-    ترتیب کلمات تغییر کرده است.
بنابراین کسی که جمله اول را بلد است اما جمله دوم را کامل متوجه نمی‌شود، می‌تواند نکات زیادی را از همین جمله یاد بگیرد.

بهترین و آسان‌ترین شیوه هم این است که هربار یک نکته را مستقل از بقیه نکات بررسی کند و یاد بگیرد.

این همه کاریست که قرار است اول به کمک کتاب گرامر و بعداً با استفاده از منابع دیگر زبان انگلیسی انجام دهیم.
با این روش، برای یادگیری هر قاعده گرامری، کافیست یک جمله‌ی نمونه (مثلاً از کتاب گرامر) پیدا کنیم، معنای کلی آن جمله را بفهمیم و از خود سه سوال زیر را بپرسیم:
–    آیا کلمه جدیدی می‌بینم که معنای آن را نمی‌دانم؟
–    آیا شکل جدیدی از کلمه‌ای که معنای آن را می‌دانم، وجود دارد؟
–    آیا ترتیب کلمات به صورت غیرمنتظره تغییر کرده است؟
بعد برای آنکه این نکات جدید را فراموش نکنیم، به روشی که در درس‌های آینده خواهیم گفت، هر کدام از این سه مورد را تبدیل به فلش‌کارت می‌کنیم.

با این روش، کتاب گرامری خود را می‌خوانیم تا با اصول مقدماتی گرامر آشنا شویم و بتوانیم در مرحله چهارم از مراحل چهارگانه این روش، کتاب و متن‌های واقعی را بخوانیم و فیلم انگلیسی ببینیم.

مهارت شکستن جملات را طبق روش بالا و با تمرین کافی کسب می‌کنیم. اما این جملات را چگونه تبدیل به فلش‌کارت کنیم؟

سگ شیطون و فلش‌کارت‌های گرامر

در شکل زیر، فلش‌کارت اول برای یادگیری سه نکته‌ای که در بالا گفتیم، نشان داده شده است. بعداً در درس‌های بعدی یاد می‌گیریم که چگونه قدم به قدم در انکی فلش‌کارت‌های این مرحله را درست کنیم.

تفاوت اصلی این فلش‌کارت‌ها در سمت جلوی فلش کارت است. سمت پشت آنها کم و بیش شبیه به هم و شامل جمله موردنظر است.

grammer-flash-cards

طبق این روش ما به شکل تدریجی جلو می‌رویم؛ یعنی بر اساس آنچه بلد هستیم (مثلاً شکل معلوم فعل)، یک قدم جلو می‌رویم و قاعده و جمله جدیدی را یاد می‌گیریم.

بنابراین هرکسی بسته به سطحی که در آن قرار دارد، باید جملات “کمی سخت‌تر” از چیزی که بلد هست را انتخاب کند و نکات جدید آن را یاد بگیرد.

یعنی کسی که تازه دارد ساده‌ترین شکل جمله (مثلاً I am Iranian) را یاد می‌گیرد نباید برود فعل زمان حال کامل را بخواند.

سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که چگونه این سه حالت را به کمک انکی تبدیل به فلش کارت کنیم؟ در سه نوشته زیر، نحوه انجام این کار را توضیح داده ایم:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *